مؤلف مجهول

55

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

به اوزكند و « 1 » كاشغر « 2 » كشيد آن حدود را ستد . از آنجا عزم تركستان كرد . سلطان تركستان يعقوب بن يغاتگين « 3 » به خدمت سلطان شتافت و امان خواست در سنه ثلاث و ثمانين و اربعمايه « 4 » چون بازگشت او را بهم ستد چون باصفهان آمذ باحترام تمام دستور داذ كه بولايت خوذ فرستاد در روى زمين هيچ آفريده نماند ، كه به حكم او نيامذ . اين جمله از اعتقاد سلطان از راى و تدبير وزير و گرفتن سلطان نصيحت او را [ بود ] . چون بيست سال برين بگذشت بذخواهان وزير را بذ نمودند . اندك‌اندك دل سلطان بر نظام الملك سرد شد . بطمع منصب او چندانى گفتند كه در راه بغداد يكى را بر آن داشتند كه از ناگاه زخمى بر وى زد . بكشت روز آذينه پانزدهم ماه رمضان سنه خمس و ثمانين و اربعمايه . « 5 » گويند كه چون دل سلطان با نظام الملك از سبب سخن مدعيان سرد شذه بوذ روزى با او پيغام فرستاده بوذ كه خواهى دويت را از پيش تو بردارم . او بدرشتى جواب فرستاده بوذ كه اگر دوات از پيش من بردارى تاج را از سر تو بردارند وجود تاج تو از وجود اين دوات است . همچنان بود ميان دويت

--> پس از عزل عميد الملك كندرى به وزارت نشست و مدت 29 سال پيوسته در اين مقام منيع باقى بود و او را خواجهء بزرگ و سيد الوزرا مىخواندند . گويند وقتى ملكشاه به وى پيغام داد كه مگر تو با من در ملك شريكى ؟ از آن كه چهار دانگ مملكت من پسران تو دارند و تو بىمشورت من در كارها تصرف مىكنى . خواهى كه بفرمايم دستارت از سر بر گيرند ؟ نظام الملك در آن زمان پير بود و سنش از 80 گذشته بود جواب فرستاد كه دستار من و تاج تو به هم پيوسته است . ناقلان اين سخن به زشت‌ترين صورت بازگفتند . سلطان خشمگين شد و بفرمود تا نظام الملك را گرفتند و بدست تاج الملك سپرد . سلطان و تاج الملك و نظام الملك به بغداد عزيمت كردند كه در حدود همدان ناگاه ملاحده نظام الملك را كارد زدند . اين واقعه در سال 485 ه . ق اتفاق افتاد . خواجه نظام الملك ، سير الملوك ( سياست‌نامه ) ، به اهتمام هيوبرت دارك ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1340 ، اقبال ، عباس ، وزارت در عهد سلاجقه . ( 1 ) . اوزكند شهرى در ما وراء النهر از نواحى فرغانه بود . در ميان ولايتى خرم و حاصلخيز واقع بود و قلعه‌ايى با باغستانها و نيز ربضى با بازارهاى پر متاع داشت . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 509 . ( 2 ) . كاشغر ناحيه‌اى در شرق ما وراء النهر در محدوده چين ، كه امروزه به تركستان شرقى معروف است . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 519 . ( 3 ) . اصل : بعقوب يغانيكن . ( 4 ) . 483 . ( 5 ) . 485 .